هانس هارتونگ ( ۱۹۰۴–۱۹۸۹) نقاش و گرافیست فرانسویِ زادهٔ آلمان و از چهرههای مهم هنر انتزاعی اروپا در قرن بیستم بود. او در لایپزیگ متولد شد و از دههٔ ۱۹۲۰ فعالیت هنری خود را با مطالعه و تجربهٔ امکانات نقاشی انتزاعی آغاز کرد. هارتونگ در طول فعالیت حرفهای خود در فرانسه، بهویژه در پاریس، به یکی از هنرمندان مؤثر در شکلگیری و گسترش نقاشی انتزاعی پس از جنگ جهانی دوم تبدیل شد.
زبان بصری هارتونگ بر خط، حرکت، ژست و کیفیت مادی سطح استوار است. در آثار او خط صرفاً عنصری برای تعریف فرم نیست، بلکه نتیجه و ثبتِ حرکت بدن و کنش نقاشانه است. ضربههای سریع قلممو، خطوط ممتد یا شکسته، خراشها، لکهها و نشانههای گرافیکی در تعامل با زمینه، ساختاری پویا و غیرروایی ایجاد میکنند. این تأکید بر فرایند و حرکت، نقاشی او را از بازنمایی جهان عینی دور کرده و بر تجربهٔ مستقیمِ عمل نقاشی متمرکز میکند.
هارتونگ از هنرمندان مرتبط با جریانهای تاشیسم (Tachisme) و Informel به شمار میرود؛ جریانهایی که در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ در اروپا، در واکنش به سنتهای پیشینِ ترکیببندی و بازنمایی، بر خودانگیختگی، ماده، ژست و فرایند آفرینش تأکید داشتند. با این حال، آثار هارتونگ را نمیتوان صرفاً بر اساس مفهوم خودانگیختگی توضیح داد. بسیاری از ترکیببندیهای او حاصل نظامی دقیق از نسبت میان خط، فضای خالی، لکه، تراکم و ریتم بصریاند.
تجربهٔ هارتونگ در حوزهٔ طراحی و هنرهای چاپی نیز بخش مهمی از فعالیت هنری او را تشکیل میدهد. او در تکنیکهایی همچون اچینگ، آکواتینت و لیتوگرافی امکانات خط و نشانه را دنبال کرد و در این آثار نیز رابطهٔ میان حرکت، ردّ ابزار و سطح را گسترش داد. در نتیجه، مرز میان طراحی، نقاشی و گرافیک در بخش قابلتوجهی از آثار او سیال است.
اهمیت هارتونگ در تاریخ هنر قرن بیستم را میتوان در نقشی دانست که در تثبیت نوعی انتزاع مبتنی بر کنش، حرکت و نشانه ایفا کرد. آثار او نمونهای شاخص از تحول زبان نقاشی اروپایی در دهههای پس از جنگ جهانی دوم هستند؛ دورهای که در آن بسیاری از هنرمندان، بهجای بازنمایی جهان بیرونی، به امکانات خودِ رسانه و تجربهٔ مستقیمِ آفرینش هنری پرداختند.