
میناب؛ هنر در قامت دادخواهی بینالمللی
بدومین نشست از سلسلهنشستهای «در جستجوی بیان هنری فاجعه میناب» عصر سهشنبه، ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، در کتابخانه این موزه برگزار شد. در این رویداد که با استقبال اهالی هنر و معماری روبهرو شد، بر ضرورت خلق یادمانی فراتر از یک اثر ملی و همتراز با یک دادخواهی بینالمللی تأکید گردید.
میناب؛ تمدنی چندلایه، فراتر از یک حادثه
شهابالدین ارفعی، معمار و پژوهشگر بومی هرمزگان، سخنان خود را با تأکید بر پیشینه غنی میناب آغاز کرد. او این منطقه را آمیزهای از اقوام بلوچ، فارس و سواحلی (مهاجران آفریقایی و کرانههای خلیج فارس) توصیف کرد و گفت:«میناب از نظر فرهنگی دارای انسجامی خاص نیست؛ بلکه تنوع اندیشه، شغل و آیین، هویت واقعی آن را میسازد.»ارفعی با یادآوری نقش تاریخی میناب بهمثابه حلقه اتصال کرمان، سیستان و بنادر جنوبی، به نمونههایی از مهندسی بومی مانند «کوزه جهله» اشاره کرد؛ ظرفی هوشمندانه برای آب و همزمان سازی کوبهای برای موسیقی.
از ورشو تا هیروشیما؛ درسهایی برای یادمان میناب
دکتر پیروز حناچی، معمار و استاد دانشگاه، با نمایش تصاویری از بازسازیهای پس از جنگ در شهرهایی چون ورشو، هیروشیما، برلین و بیروت، چهار رویکرد اصلی را برشمرد: بازسازی عینبهعین، مدرنسازی، رویکرد ترکیبی و بازآفرینی.او یادمان ۱۱ سپتامبر نیویورک را حاصل یک مسابقه معماری بینالمللی دانست و افزود:«در آن اثر، ”خلأ مشهود“ با آب روان و اسامی قربانیان، حافظه را زنده نگه میدارد و آن را به جاذبهای جهانی تبدیل میکند. برای میناب نیز میتوان فراخوانی بینالمللی داد تا هنر، واسطه دادخواهی شود.»
تفاوت یادمان جنایت جنگی با رویداد تروریستی
محسن رافعی، دبیر انجمن هنرمندان مجسمهساز ایران، با طرح این پرسش اساسی که «آیا یادمان ۱۱ سپتامبر برای فاجعه میناب کافی است؟» پاسخ قاطع داد:«خیر، زیرا در میناب با یک جنایت جنگی روبهروییم که توسط ارتشی رسمی و مدعی فناوری پیشرفته رقم خورده است.»او اصول راهبردی یادمان جنایت جنگی را چنین برشمرد: شهادت دادن، افشای نام جانی، جلوگیری از زیباسازی، مواجهه جهانشمول و تبدیل مخاطب از سوگوار منفعل به مطالبهگری فعال. رافعی تأکید کرد:«این یادمان باید به سندی تاریخی برای پیگیری حقوقی تبدیل شود و جلوی فراموشی را بگیرد.»
مدرسه میناب؛ نمادی برای اتحاد ملی
حسین محسنی، دبیر انجمن نگارخانهداران، در بخش پایانی نشست، میناب را «آیکون ظلم به ایران» خواند و خواستار یادمانی جامع شد که همه قربانیان ایرانی – از کودک تا فرمانده – را در بر گیرد.او با اشاره به هدف قرار گرفتن یک مدرسه در ساعات آغازین جنگ، آن را بهانهای برای عبور از دودستگیها و دستیابی به همدلی ملی دانست و گفت:«فرهنگ ایرانی همواره رنج را به هنر تبدیل کرده است؛ از فرش که تصویر بهشت از دانهدانه رنج است تا آیینهای عاشورایی. اکنون نیز میتوان این فاجعه را به حافظهای زنده و مطالبهگر بدل کرد.»
در پایان؛ هنر پلی به سوی عدالت جهانی
در جمعبندی این نشست، تمام سخنرانان بر این نکته اتفاق نظر داشتند که یادمان میناب نباید در مرزهای جغرافیایی یا جناحی محدود بماند. تأکید شد که فراخوان بینالمللی برای طراحی یادمان، بهرهگیری از فناوریهای نوین مستندسازی و ایجاد «مخاطب متعهد» در سراسر جهان، میتواند این هنر را به دادخواهی مؤثری علیه تکرار جنایات جنگی تبدیل کند.