نادار (Nadar، ۱۸۲۰–۱۹۱۰) با نام اصلی گاسپار-فلیکس تورناشون (Gaspard-Félix Tournachon)، عکاس، کاریکاتوریست، نویسنده و روزنامهنگار فرانسوی و از چهرههای تأثیرگذار در تاریخ عکاسی قرن نوزدهم بود. او در پاریس متولد شد و فعالیت حرفهای خود را ابتدا در حوزهٔ روزنامهنگاری، ادبیات و طراحی آغاز کرد. نام مستعار «نادار» که در ابتدا در ارتباط با فعالیتهای مطبوعاتی و هنری او شکل گرفت، بهتدریج به نام شناختهشدهٔ او در عرصهٔ عکاسی تبدیل شد.
نادار از اواسط دههٔ ۱۸۵۰ بهطور جدی به عکاسی پرداخت و در سال ۱۸۵۴ استودیوی خود را در پاریس تأسیس کرد. او در دورهای که عکاسی بهسرعت در حال تبدیل شدن به یک رسانهٔ عمومی بود، امکانات این رسانه را بهویژه در حوزهٔ پرتره گسترش داد. پرترههای نادار برخلاف بسیاری از نمونههای رایج عکاسی استودیویی آن دوره، بر نمایش ویژگیهای فردی، حالت چهره و حضور اجتماعی سوژه تمرکز داشتند. او با حذف بسیاری از عناصر تزئینی و پسزمینههای پرجزئیات، توجه را به چهره و شخصیت فرد معطوف میکرد.
یکی از مهمترین بخشهای فعالیت نادار، ثبت پرترهٔ شخصیتهای برجستهٔ فرهنگی و هنری فرانسه بود. شارل بودلر، ژرژ ساند، اونوره دو بالزاک، الکساندر دوما، گوستاو کوربه، اوژن دلاکروا و ژول ورن از جمله چهرههایی هستند که در مجموعهٔ پرترههای او حضور دارند. این تصاویر امروزه نهتنها بهعنوان نمونههای مهم عکاسی پرتره، بلکه بهعنوان اسناد ارزشمند از فضای فکری و فرهنگی فرانسه در قرن نوزدهم مورد توجهاند.
نادار در استفاده از امکانات فنی و بیانی عکاسی نیز رویکردی تجربهگرایانه داشت. او در سال ۱۸۵۸ با استفاده از بالون به عکاسی هوایی پرداخت و از نخستین افرادی بود که امکان ثبت تصویر از منظر بالا را بهصورت نظاممند تجربه کرد. این تجربه، ظرفیتهای عکاسی را فراتر از پرتره و ثبت صحنههای ثابت گسترش داد و کاربردهای تازهای برای مشاهده و مستندسازی فضاهای شهری ایجاد کرد.
فعالیت نادار به عکاسی محدود نبود. او در حوزهٔ کاریکاتور، مطبوعات و نویسندگی نیز فعال بود و ارتباط نزدیکش با هنرمندان و نویسندگان پاریس، استودیوی او را به یکی از محلهای مهم گردهمایی جامعهٔ فرهنگی آن دوره تبدیل کرد. از این منظر، استودیوی نادار تنها یک فضای حرفهای برای تولید تصویر نبود، بلکه بخشی از شبکهٔ فرهنگی و هنری پاریس در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم بهشمار میرفت.
نادار در تاریخ عکاسی جایگاهی مهم در تحول پرترهٔ عکاسانه دارد. توجه او به فردیت سوژه، استفادهٔ کنترلشده از نور و پسزمینه و تأکید بر بیان چهره، به شکلگیری رویکردی در عکاسی انجامید که در آن پرتره صرفاً ثبت ظاهری یک فرد نبود، بلکه میتوانست به بازنمایی شخصیت، جایگاه اجتماعی و هویت فرهنگی او نیز تبدیل شود.